تبليغاتX
East King
 

آيا تا يک هفته ديگر ID هاي ايرانيان از ياهو پاک خواهد شد ؟؟!!
شنبه , 5 فروردين 1385

کليه ID هاي ايرانيان از ياهو حذف خواهد شد.

به گزارش سايت www.ict-center.ir، روزنامه شرق با چاپ مطلبي، مدعي شد که ياهو در روز 2 آوريل 2006 ميلادي، يعني دقيقا در روز سيزده بدر ايراني سرويس خود را به روي ايرانيان مسدود خواهد کرد.

 

روزنامه شرق چنين مي گويد:

سايت اينترنتى «Yahoo» مسدود كردن اين وب سايت بر روى ايرانيان را در دست بررسى دارد. «جف استيونس» سخنگوى «موسسه ياهو» روز گذشته در گفت وگو با شبكه FOX از احتمال مسدود شدن I.P. موتور جست وجوگر و «Messenger Yahoo» بر روى ايران خبر داد اما درباره علت اين تصميم چيزى نگفت.


به دنبال انتشار اين خبر، «تريسى مورگان» مدير فنى سايت «Google» نيز در گفت وگو با شبكه «abc» ضمن اعتراض به اين تصميم «ياهو» اعلام كرد كه مجموعه «گوگل» هيچ دستورى را نپذيرفته و هيچ كشورى را تحريم نمى كند.
اين مقام سايت گوگل به ايرانيان قول داد كه خدمات موتور جست وجوگر گوگل و خدمات صندوق الكترونيكى «Gmail» هرگز بر روى ايرانيان مسدود نخواهد شد.

«تريسى مورگان» گفته است كه از ابتداى سال ۲۰۰۶ ميلادى هزاران پيام از ايرانيان در سراسر جهان دريافت كرده است مبنى بر اين كه لوگوى گرافيكى فصل بهار اين سايت، «هفت سين» باشد. سايت اينترنتى «Yahoo» اعلام كرده است كه در صورت موافقت مديران سايت، در اولين ساعات روز دوم آوريل ۲۰۰۶ كليه ID هاي ايرانيان بر روى «Yahoo Messenger» حذف مى شود.

 همچنين محتويات صندوق هاى پست الكترونيكى آنان نيز پاك مى شود و نشانى ها نيز آزاد خواهند شد و كاربران كشورهاى ديگر مى توانند آنها را اختيار كنند.
گفتنى است سايت گوگل سال قبل نيز در نوروز طرح هفت سين را در لوگوى خود گنجاند كه با استقبال ميليون ها كاربر اينترنت ايرانى مواجه شد.

منبع: روزنامه شرق

مشاهده تصوير روزنامه


در صورتي که ياهو بخواهد سرويس اصلي خود، يعني ياهو مسنجر را بر روي ايرانيان مسدود کند، عملا اينترنت در ايران بي کاربرد خواهد شد. زيرا، بيشتر کاربران اينترنتي ايران، به چت کردن مشغول هستند و گذشته از اين، کليه ارتباطات اينترنتي ايرانيان با داخل و خارج کشور، بعد از کارت هاي تلفن اينترنتي، Yahoo! Messenger است.

و همچنين، کليه کافي نت ها نيز در ايران از طريق ياهو مسنجر و چت کسب درآمد مي کنند. که با اين عمل، کاسبي آنها نيز کساد خواهد شد.

در حال حاضر، ايرانيان داراي بيشترين تعداد کاربران در ياهو (حداقل در آسيا) هستند. چون همانطور که قبلا در سايت www.ict-center.ir اعلام شد، به دليل ازدحام بيش از حد کاربران ايراني در ياهو، چت روم هاي "آسيايي" به چت روم هاي "ايراني" تبديل شده است. که خبر آن نيز قبلا منتشر شد:

مشاهده خبر:

http://www.ict-center.ir/News.aspx?ID=743

همچنين گفته شده که ياهو قصد دارد سرويس جستجوي خود، يعني http://search.yahoo.com را نيز براي ايرانيان مسدود کند. که البته در اين مورد خطري متوجه ايران نخواهد بود. چون موتو جستجوي گوگل با سرعت و کيفيت بيشتري جستجو را انجام داده و همچنين زبان فارسي را نيز پشتيباني مي‌کند.

مشاهده بخش فارسي گوگل:

http://www.google.com/intl/fa/

http://www.google.com.af/

که البته لينک دوم مربوط به گوگل افغانستان است که به دو زبان فارسي و پشتو ارائه شده است.

در پایان: به دلیل این که هیچ یک از سایتهای معروف آی تی در جهان، مانند CNET News, ZDNet، Business Week و ... به این خبر اشاره نکرده اند و روز وقوع آن نیز مطابق با روز سیزده بدر ایرانی است، ممکن است این خبر یک "دروغ 13" باشد. که روزنامه شرق دارای چنین سابقه ای است.

|+| نوشته شده توسط Khashi در 85/01/06  |
 

In Dafe Ba Ahangi az Avesta Omadam Kheyli Ghashnge DL nakoni Zarar Kardi

Pani ft AvestA(fashist)&pooriya - ghalbaye sangi

|+| نوشته شده توسط Khashi در 85/01/03  |
 

Salam In dafe 2bare ba 1 ahang Shakh az Pishro Omadam Be Esme VagheyatT

Agha Hatman Download kon  kon Nazar Ham Bede

Pishro feat Eblis Feat Ali king - Vagheyat

|+| نوشته شده توسط Khashi در 85/01/02  |
 

Salam inam ahange yeki az refigham L-sid ke ahanagesh vaghan shakhe

L-sid - 4 shanbe soori

|+| نوشته شده توسط Khashi در 84/12/23  |
 
SaLam Be Hame Bax Ahanage Jadide AvestA ro Hatman Download Konid

Inam Shakh tarin ahang Gangi ke ta hala Gosh DADID be in migan Ghodrate East

Hateboy Feat AvestA - Siasat e Shargh

|+| نوشته شده توسط Khashi در 84/12/23  |
 
آريايها
 
به باور جغـرافي دانان هند و اروپايي به مردمي اطلاغ مي شود که اصل آنها به مرکز و شمال آسيا مربوط است.  تـقريـبا حدود 4000 - 3000 سال قـبل از ميلاد اين مردم تصميم به مهاجرت به قسمتهاي گرمتر جنوب و غرب را کردند.  به عـقـيده بـيشتر دانشمندان اين مهاجرت شروع جدايي بـين قبايل اين قوم بود.  قبايلي که بسوي غرب مهاجرت کردند به احتمال خيلي زياد نياکان آلماني ها، يوناني ها، اسلاوها، لاتـين و نـژاد سلت ها هستـند. مردمي که تصميم گرفتـند به سوي جنوب حرکت کنند به اسم هند و ايراني خوانده مي شوند.  همچـنـين گروه خيلي کوچکي از اين نـژاد تصميم به مهاجرت نگرفته و در مکان خود ماندند. البـته اين مردم بعـدها وارد صفحات تاريخ شده و به اسم سيت ها و سکائي ها شناخته شده و بعـضي باور دارند که اين قبايل چادر نشين از همان نـژاد هند و ايراني هستـند؛ بخاطر اينکه زبان و فرهنگ بسيار مشابهي به ايرانيان داشته اند. همچـنين يک استدلال يا نظريه ديگر هم وجود دارد که آيا واقعـاً اين مهاجرت صورت پذيرفته است، و آيا اينکه اين قبايل به همديگر وابسته و نزديک بوده اند.  دليل محکمي که باعث وجود اين نظريه شده است فرق و مدارک موجود از زبان و فرهنگ اين دو قوم است.   ر 
 مطالعـه زبانشناسي اين نظريه را که شباهتهاي بسياري مابـين دستور زبان و لغات اين قوم باستاني هند و اروپايي است، مي دهد. مقداري از لغاتي که اکنون در هر دو زبان استفاده مي شود مانند هم هـسـتـند و مقداري از آنها از صورت قديمي به صورت جديد تغـيـير کرده است.  همچـنـين از شباهت هاي فرهنگي اين قوم مانند پرورش قهرمانان، راههاي زراعت و کشاورزي، قدرت بدني زياد براي جنگيدن، اديان و باورهاي مشابه، همه اينها به اين باور مي رسد که اين اين قوم از يک جا سرچشمه گرفته، و آن وقتي بوده که تمام آنها يکي بوده اند.    ر
امروزه، به مردم اروپا ( بجز مردم استوني، فنلا ندي و مجارستاني )، ايران و شبه قاره هند که همان نـژاد آريايي هستـند هند و اروپايي اطلاق مي شود؛ و اين نظريه بسيار قوي و گسترده است.  تا موقعـي که نظريهً ديگري که عکس اين را با ادعا و دليل و مدارک ثابت کند ما بر اين باور هستيم که نژاد هند و اروپايي يک قوم واحد بوده است.  ر
ايران شناسان به زيست گاه قوم هند و ايراني،  ايران - ويج   که در اوستا به نام  ايريانم - وايجو  است اطلا ق مي شود که مکاني است نيمه افسانه اي که بحث راجع به آن جداگانه است.  نظريه هاي متفاوتي که مي گويند از شمال تا به غرب درياچه آرال و رودخانه سيحون است وجود دارند.  در اوستا و ودا به اين مکان " قلب سرد " گفته مي شود و فرض بر اين است که اين مکان پايتخت آخرين پادشاه هند و ايراني بوده است.  اين پادشاه - قهرمان به اسم يـيما ( ياما در زبان سنسکريت و جم در زباي فارسي مدرن ) سر منشاً تمام فنون و بزرگي سرزمين بود.  در يکي از داستانهاي اوستا آمده است که اين پادشاه درک کرد که ايران - ويج ديگر جوابگوي مردم سرزمين اش نمي شود، پس تصميم گرفت که آن را بزرگتر کند.  او شمشيرش را سه مرتبه بر روي زمين کشيد و توسعه داد زمينش را بـترتـيـب 3/1 3/2 3/3 در مدت زمان سه زمستان ( هر زمستاني از يک سال شروع مي شد، چونکه ايران - ويج فـقط يک زمستان داشت و يک تابستان ).  اين مي تواند يک گوشه اي باشد از نژاد هند و ايراني  که مهاجرت کردند به ايران و بعـدها به شبه قاره هند.  ر
نـژاد هند و ايراني بعـداً از هم جدا شده و نژاد هندي به راه خود ادامه داده و به داکان ( شمال هند )، که به وسيله مردم محلي جلوي آنها گرفته شده و همانجا ماندند.  آنها با مردم محلي آميخته شده و آيـين خود را نگه داشته که امروزه به آنها هندي گفته مي شود.  ايرانيان هم به سه قبـيله بزرگ که هر کدام براي خود چندين قبـيله بودند. اين قبايل و محدوده آنها بعلاوه حوزه قدرت و تسلط آنها در فلات ايران  به شرح زير است :  ر
ر --  ماد ( مادها ) مرکز و شمال غـربي
ر -- پارس ( پارسيان ) جنوب و جنوب غـربي
ر -- پارت ( پارتها ) شرق و شمال شرقي
اين قبايل زندگي خود را با به خدمت درآمدن براي روساي محلي و جنگيدن براي آنها شروع کردند. از آنجايي که اين جنگجويان به استفاده از اسب و داشتن اسلحه آهني مجهز بودند، موفـق شدند که از هجوم مردم بابل و سومر به ايران جلوگيري کنند. بر اثر گذشت زمان اين جنگجويان شغـلهاي بالا تر را نيز گرفته، و از آنجايي که آنها مي توانستـند نسبت به مردم محلي  زودتر دوباره سازي کنند موفـق شدند تمام سرزمين را بگيرند. آنها همچنـيـن مجبور شدند با مردم محلي هم جنگيده و آنها را به تسليم وادارند، که اين جنگها بنابر افسانه هاي قديمي جنگ با شياطين ديو بوده که موجوداتي بزرگ و کريه المنظر بودند و از ايرانيان به شدت بدشان مي آمد. يک نظريه هم وجود دارد که اين ديوها ساکنان اين سرزمين بوده و پشت کوه البرز زندگي مي کرده اند و از خانه و کاشانه خود در برابر تاخت و تاز مردم اسب سوار جلوگيري مي کردند.  ر
موقعـي که آنها تـقريـبا تمام فلات ايران را گرفته، قبايل ايراني شروع کردند به تشکيل و درست کردن قلمرو خود کاري که در سرزمين خود هم ميکردند. هر شهر و روستايي کوچک يک شهردار داشت که براي خود کار مي کردند و اين روستاها و شهرها به هم وابسته نبودند.  اين راه و روش خيلي زود، مخصوصا بعـد از حمله هاي کشورهاي ديگر بـين النهرين  منجمله آسور، از بـين رفت. يواش يواش قبايل ايراني خود را بصورت يک کشور و امپراطوري سوق دادند. که اولين پادشاهي از آن مادها بود.  

Arians
Aryan or Indo-European is the general name given to the people thought to be originated from the steppe of central and southern Asia. Around 4000-3000 BC., these people started to emigrate to the warmer places in the south or west. Most scholars think of this as the beginning of the distinction between Indo-European tribes. Tribes who emigrated to the west became the ancestors of Germans, Slavs, Greeks, Latins, and probably Celts. People who chose the south as their destination came to be known as Indo-Iranians. There are also a rather small group of people who most likely chose not to participate in this great migration. These later entered the pages of history as Scythians and Samarians, although they are also believed to be nomadic Indo-Iranians since their language and customs are closely tide to the Ancient Persians.
There are scholarly arguments going on for a long time about the truth of the theory of Indo-Europeans, whether this migration really happened or not, and whether these people are in fact related. Reasons presented to support this theory are based on language and cultural evidence. Linguistic studies suggest close similarities between the ancient forms of modern Indo-European languages, in their grammar and in their vocabulary structure. Many words still in use are alike, and many others are the changed forms of similar ancient forms. Cultural background also provide basis for this theory, horse breeding, similar agricultural methods, strong fighting abilities, similar religious beliefs and mythological superstitions seem to suggest that all this started from a common background, probably from a time when all these people were the same. Today, the most wide spread theory specifies the people of Europe (with the exceptions of Estonians, Finns, and Magyars), Iran, and Indian subcontinent to belong to a common, Indo-European background. Until a strong argument proves otherwise, we shall undertake this theory as the closest thing to the truth.
4000-3000 BC is the approximate date for the migration of Indo-Iranian tribes from their Central Asian settlement, however, recent Archaeological, and Anthropological discoveries in Central Asia seem to provide information leading us to believe that this date could have been later, closer to 2500 or 2000 BC.
The Indo-Iranian settlement known as Iran-Vij to the Iranologists, based on the term Aerianem-Vaejou in Avesta, is a half mythical place whose location is an object of controversies. Opinions vary from Northern Caucasus to the western shore of Lake Aral (Kharazm) and the Oxus river. In Avesta and Veda, this place is described as "Heart of Cold" and supposedly the capital of the last common Indo-Iranian king. This king-hero, Yima (Yama in Sanskrit, Jamm in Modern Persian) was the source of all technology, and expander of the land. In one of the stories in Avesta, Yima realized that Iran-Vij is no longer big enough to hold all his people, so he decided to expand his land. He shoved his sword into the earth three times, and made it expand, respectively 1/3, 2/3, and 3/3, during a period of three 600 winters (Each winter being a year, since Iran Vij had only two seasons, Winter and Summer). This can be seen as a metaphor for the further Indo-Iranian migrations which led them into the Iranian Plateau and later on into India.
Indo-Iranians themselves were later divided into two major sections, Indians and Iranians. Indians continued their way further into the Dakan (Northern India), were stopped by local Dravidians, and settled there. They mixed up with the people, kept their own religion, and became present day Indians. Iranians, on the other hand, were themselves divided into three major tribes with each having its own sub-tribes. These tribes and range of their initial domination in the Iranian Plateau were
  • Maad (Medians): central and north-western parts.
  • Paars (Persians): In south and south-western parts.
  • Parthav (Parthians): north-eastern and eastern parts.
These tribes started their career in Iran as the hired warriors for the local chiefs, many archaeological discoveries such as Syalk suggest this. Since they knew the secret to horse riding and had Iron weapons, these warriors were able to put a stop on the constant invasion of villages by foreign powers, namely Sumerians and Babylonians. As the time went by, these mercenaries occupied the position of their superiors, and since they would reproduce faster than the local inhabitants, they soon took over the whole land. They also fought with some of the locals to submit them, these wars are reflected on the ancient mythologies talking about Iranians fighting the evil Deevs, huge stature creatures who hated Iranians. There is a theory going on that these Deevs could have been the ancient inhabitants, mainly the kadusis who lived behind the Alborz Mountains, who were defending their homes from the invading, horse riding foreigners.
When they finally took over most of the plateau, Iranian tribes started organizing their domains as they have been doing in their original homeland. Small villages, headed by local mayors, and each independent of each other with almost no unity. This method soon proved useless, especially under the constant attack of new masters of Mesopotamia, Assyrians. Slowly, the Iranian tribes re-organized themselves into kingdoms, and then empires. The first of these kingdoms was Medes.
 
|+| نوشته شده توسط Khashi در 84/12/20  |
 
Salam be hame bax khobid che khabar Bebeind Mikham ye nazar sanji bezaram be elat offine bodan Persianhiphop In nazar sanjiyo Gozashtam Nazar sanji dar morede Hesam Stpes Ast  Doshmana va tarfdara nazar hashono benevisan dar ghesmat nazar bedahid  Kheyli Mamnon Byez

|+| نوشته شده توسط Khashi در 84/12/13  |
 

Omidvaram ke az mozohaye ke man inja mizaram khosheton biyad Ama Daram Na omid misham az weblog nevisi Chooon nazar nemidid baba ye nazar bedidi ke chizi nemishe Khob Man Azaton Khahesh Kardam  Khosh Bashid ...

|+| نوشته شده توسط Khashi در 84/12/10  |
 
10 روش جديد براي با كلاس شدن:

1) اگر چشمتان مشكي است از لنز آبي استفاده كنيد و اگر چشمتان آبي است لنز سبز بخريد !
2) با يكي از كارخانجات توليد ژل ، قرار داد 10 ساله ببنديد!
3) حتي اگر شده است فرش زير پايتان را هم بفروشيد حتما يك خط موبايل بخريد!
4) موبايلتان را تحت هر شرايطي روي پيغام گير بگذاريد.
5) از بقالي سر كوچه يك روز در ميان كارت اينترنت بخريد (اصلا مهم نيست كه در خانه كامپيوتر داريد و يا كار كردن با اينترنت را بلد هستيد يا نه)
6) بيني خودتان را حتي اگر به اندازه يك فندق هم هست حتما عمل كنيد و براي هميشه روي آن چسب بزنيد!
7) تمام بليط هاي اتوبوس را از كيفتان خارج كنيد!
8) وانمود كنيد كه آلودگي هوا شما را ديوانه كرده است!
9) آدرس تمام كافي شاپ ها را حفظ كنيد!
10) در صورتي كه فضاي خانه اجازه مي دهد يك سگ (يا حد اقل گربه ) بخريد !
|+| نوشته شده توسط Khashi در 84/12/10  |
 
  • تغييرات تازه در فرهنگ لغات:
  • ·     كبريت:خلال دندان اقشار كم در آمد!
  • ·     خود كار:گوش پاك كن اقشار كم در آمد!
  • ·     كليد: همون خودكار!
  • ·     قهوه:ابزاتر كار فال گيرها !
  • ·     فرش:قبلا روي زمين بود، حالا روي ديوار!
  • ·     بيني:عضوي از صورت كه حتما بايد مورد عمل جراحي قرار بگيرد.
  • ·     پول:چرك دوست داشتني كف دست !
  • ·     بنزين:بهانه اي براي گران شدن همه چيز.
  • ·     دفتر چه تلفن: پرونده اطلاعات سري!
  • ·     كيوسك روز نامه فروشي:فروشگاه سيگار و كارت تلفن و اينترنت و ... (و البته اگر جايي هم ماند روزنامه)
  • ·     كيوسك تلفن:هتل خيابان خوابها!
  • ·     پسته: طلاي خوراكي!
  • ·     بيست : لقب آدم هاي باحال !
  • ·     روزنامه: سفره يك بار مصرف !
  • ·     پياز:قبلا اول آن را مي خريدي و بعد اشكت در مي اومد اما حالا اشكت در مي آيد تا بتواني دو سه كيلواز آن را بخري!
  • |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/12/10  |
     
    سخنهای آموزنده وکارساز در زندگی ازفلاسفه وبزرگان
     برای زندگی فکربکنيد امّاغصه نخوريد (ديل کارنگی)
    اشکال دنيا اينست که جاهلان مطمئن هستندو دانايان مردّد ( برتراندراس)
    هيچ کاربزرگی بدون اراده بزرگ ميسرنيست( بالزاک)
    مانند سايه ناپايداريم ومانندخاک بی مقدار ازکجابدانيم که تافردازنده خواهيم ماند( هوراس)
    آنقدر به تاريکی لعنت نفرستيد، شمعی روشن کنيد( کنفوسيوس)
    شايد کسی روکه باتوخنديده فراموش کنی اماکسی روکه باتو اشک ريخته هرگز
    آن کس که به فکرفردا نيست به غم فردا گرفتارمي شود( کنفوسيوس)
    زندگی کوتاه است وراه درازو فرصتها زودازدست مي روند
    هرآنچه بخواهيد بدست خواهيدآورد بشرطی که استقامت راسرمايه خودقرار دهيد( لافونتن)
    دشمنی هيچکس رادر دل راه نده، اين کار توراهميشه غمگين نگه مي دارد
    عقل دروجودما قدرت حيرت آوری دارد پس بهتراست که فکررا حاکم وجودخودقرار دهيم ( گوته)
    کسی که کتاب مي خواند به وقت بيش از پول احتياج دارد
    هيچ وقت به گمان اينکه وقت داريد ننشينيد زيرا درعمل خواهيد ديد که هميشه وقت کم وکوتاه است
    تنهاکسی موفق مي شود که به انتظارديگران ننشيند
    اندکی درنگ کن تازودتربه نتيجه برسی ( فرانکلين)
    پول نميتواند برای مادوست فراهم کند امّا دشمن  به تعداد بسيار
    درجمع آوری دوستان ،دوری از آنها وترک آنها زياد عجله نکن ( سولدن )
    محبت هزينه ای ندارد، مهربان باشيم ( شامفور) 
    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/12/10  |
     

    Salam baro bax In dafe Ahange Mety_5sholi Diss be sorosh hich kas va saman wili Kheyli naze ahangesh faghat mikhayi bekhandi Download kon Yani Hich kaso o wilsson raftan zire soal nAZar bedid Bye

    Mety_5sholi - Harkaso Khak Bazi Shab Ba Ham

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/12/06  |
     

    Salam azizan Halet Khobe man alan chan vaghte Halam badee Yeki az dostaye mehrabonam  Halesh bade va az nemat haye keh khoda behesh dade mikhad azash begire Azaton mikham FaghaT 5 Salavat brash befresiddd  ........ Doseton daram

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/12/03  |
     

    salam khobid 2 ta ahange shakh azz reza Pishro (3pac) braton mizaram

    RezaPishro - Bayad Beram

    RezaPishro feat Emziper - Safari Bi Enteha

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/12/02  |
     

    Salam age jozv bachehaye parke Dokhaniyat bashi In ax brat mafhooom daree Bax bebeind bekahndid

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/12/01  |
     

    Dadash in joka har jayi peyd nemishe az onjayi keh ma kheyli doseton darimm  raftim gashtim va braton gozashtim Faghat ye khahesh Nazar yadeton nare

    تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!

    تركه مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش

    تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟

    تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم

    تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد

    تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم

    تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره

    از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!

    تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد

    تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم

    به لره ميگن: ببخشيد شما لريد؟‌ ميگه: نه پس انم با اين سبيل پهنم؟

    به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه:‌ والله من اولش كه ترك نبودم، ‌تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم

    قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، ‌دويست ميليون نقد مي‌دزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين

    تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين

    تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!

    ترياكيه پيغام‌گير ميخره، پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتَم

    تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!

    يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!

    تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره

     تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه

    به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه

    تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟ رفيقش ميگه: آره!‌ ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم

    تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

    تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!

    شيره‌ايه ميخواسته تاكسي بگيره، ‌به يك تاكسي ميگه: مُشتقيم! تاكسيه،‌ پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه:‌ اي بـابـا! من كه مي‌خواستم اونجا پياده شم

    به تركه ميگن: ‌نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه: خيلي عاليه، فقط اگه ميشه يخورده قطام شو بيشتر كنيد  

    تركه به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  تركه ميگه: بابا من كه راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش

    تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره

    تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره

     از تركه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان

    تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟

    تركه ميميره، اون دنيا در حيني كه داشتن به حساب كتاباش رسيدگي ميكردن ميره پيش جبرئيل، ميگه: من از خدا يك سوال واجب دارم، ميشه برم بپرسم؟ جبرئيل ميگه: باشه، برو طبقة بالا در سمت راست، سوالت رو بپرس، زود برگرد. تركه ميره طبقة بالا، در رو باز ميكنه، ميبينه خدا پشت يك ميز نشسته داره با يكي از فرشته‌ها به حساباي مردم ميرسه. خلاصه سلام ميكنه ميره جلو، ميگه: خداجان، الهي گربان او بزرگيت بشم من، الهي فدات بشم... چرا تو دنيا اين همه ترك آفريدي؟!  بري تو آذربايجان همه تركند، بري تهران پر تركه،  بري بلوچستان، بري شمال، بري جنوب، غرب، شرق، بازم ترك پيدا ميشه... بري آلمان بازم ترك پيدا ميشه، بري كانادا،  بري آمريكا بازم ترك پيدا ميشه... بري كرة ماه بازم ترك پيدا ميشه! آخه خداجان، واسه چي اينقدر ترك آفريدي؟! خدا يكم تركه رو نگاه ميكنه، به معاونش ميگه: اصگر... ايلده ببين اين چي ميگه بابا... هي وگت مارو ميگيرند

    تركه تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت... ايلده ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره

    تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟

    تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله

    از تركه ميپرسن: مساحت ايران چقدره؟ ميگه: 1648192 متر مكعب!  ميگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مكعب؟! تركه ميگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع يك متر ريده شده توش

    تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

    تركه ميميره، باباش رضايت نميده

    از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني

    لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم،  ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه!

    تركه ميگوزه، دنبال پوكش مي‌گرده

    از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست

    آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي

    ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين

    به تركه ميگن: بچه كجائي؟  ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم

    تركه داشته جلو دو سه تا دختر افه ميومده، يهو تلنگش در ميره. واسه اينكه ضايع نشه، دستشو ميگذاره بغل دهنش، داد ميزنه: گـــــــوزيـــــــه... گوووووز

    به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم

    تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم

    دو تا چسه داشتن باهم بازي ميكردن، يك گوزه مياد بهشون ميگه: منم بازي ميدين؟ چسا ميگن: تُچ! گوزه ناراحت ميشه، ميگه: آخه چرا؟ چسا ميگن: آخه مامانمون گفته بي سر و صدا بازي كنيم!

    بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون

    از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن

    تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله

    تركه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  تركه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم

    تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن

    تركه ميره قنادي، ميگه: ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نخير نداريم. فردا دوباره تركه مياد، ميپرسه: شرمنده، كيك هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نخير نداريم. خلاصه يك هفته تمام هر روز كار تركه اين بوده كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده كه نداريم. آخر هفته قناده با خودش ميگه: اين بابا كه مشتري پايس... بگذار يك كيك هفتاد طبقه براش بپزيم، يك پول خوبي هم شب جمعه‌اي بزنيم به جيب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو ميگذاره يك كيك خوشگل هفتاد طبقه رديف ميكنه. شنبه اول صبح تركه مياد، ميپرسه: ببخشيد، كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند بر لب ميگه: بعله كه داريم، خوبشم داريم! تركه ميگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بيست چهارمش به ما بده

    پرچم عربستان رو به تركه نشون ميدن، ازش ميپرسن: اين پرچم كجاست؟ تركه يوخده فكر ميكنه، ميگه: پرچم اسپانيا! ملت جا ميخورن، ميگن: آخه چرا اسپانيا؟! تركه ميگه: ايلده خودتون نگاه كنيد، روش نوشته: الاله‌لاله‌لالا

    تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم
    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/30  |
     

    Aahange jadide zed bazi be esme Amade Bash  Ro braton Mizaram Hal Konid

    Zed Bazi - Amade Bash

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/30  |
     

    Shenidi migan Nariman for life are  dorost migan age ta hala ahnagye dash nariman o  gosh nadadi nimi az omret dar fanas Kholase ahangye Nariman az in bebad Inja braton mizaram

    Nariman - Telephon

    Nariman - Dood bazi

    Nariman Feat Truth_SpiriT - Oghdei

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/28  |
     
    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/26  |
     

    Inja ahanngeye yeki az shakh tarin rapperaye sharghe tehrano braTon mizaram

    AvestA - Eeteraz

    AvestA - Im Diffrnet

    AvestA - Shakh nashid

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/25  |
     

    Emroz dobare Omdam ba1  ahang az abdolreza helali  Kheyli

    Helali - Ey de

     

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/21  |
     

    agha ye nazar bedid Hichi nemishe ba nazare shoma Mann  ENreji migiram Va migardam Mozoat va mataleb jadid BraToon Joor Mikonam pas NazaRo bedid

    ---------------------------------

    Hala ham be eftekharetOoOn ye chize ziba mizaraaamm keh bedonidd donya Ontori Nis keh ma mibinim ....bYE

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/20  |
     

    ye ahang braton mziaram az abed rapper sharghe terhan kheyli shkahe karash ham aliyee sitesham linkesho gozashtam goshe weblog khastid ahangasho dl konid alan ahang mano divonaro basho basaton mziaramm Inja Dl konid vaghan aagar shekaste eshghi khorde bashid ba In ahang ashketon dar miyd Nazzar yadeton NARE bYE

    Abed - Man Divonaro Bash

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/19  |
     
    مرجع:http://www.rapmetall.co.sr/

    فرهنگ Rap، فرهنگي كه خصوصاً به جوانان سياه و اقشار تحتاني در جوامع غرب تعلق دارد، از آمريكا سرچشمه گرفته و شورشگران سراسر جهان را تحت تاثير قرار داده است. Rap فرهنگ كوچه و خيابان است كه با استفاده از ابزار و آلات بسيار محدود و ابتدائي، توجه افراد را بخود جلب ميكند. نقاشيهاي بسيار هنرمندانه و مبتكرانه بر ديوارهاي شهر، شعارنويسي با خط مخصوص، رقص هاي پر تحرك در گوشه خيابان و ترانه خواني با سبك خاص، همگي اجزايي از فرهنگ Rap هستند. كلام موسيقي Rap با بحر طويل قابل مقايسه است. كلمات تقريباً بصورت صحبت عادي ادا ميشوند، و ضربي قوي آنرا همراهي ميكند. انقطاع ها و برگشتها در نحوه نواختن ضرب و صداي خراش گونه اي كه با تبديل صفحه گرامافون به يك آلت موسيقي ايجاد شده، تحرك و شوري بيسابقه بر شنونده بر مي انگيزد. موسيقي Rap از تكامل اشكال ديگري از موسيقي سياهان در محله هاي فقيرنشين برانكس نيويورك و تا حدودي هارلم شكل گرفته است. اين محلات، نقطه تمركز گروههائي از سياهان است كه سالها پيش تحت شرايط فلاكت بار اقتصادي مجبور به مهاجرت از ايالات جنوبي به شهرهاي بزرگ نظير نيويورك شدند. آنها كار در مزارع را رها كرده و به پرولتر تبديل گشتند. اما اگر به ريشه ها و ماخذ اين موسيقي باز گرديم به غرب آفريقا و سرود هاي ستايش ساوانا مي رسيم. در نيجريه و گامبيا نيز تكخوانهائي وجود دارند كه طنزهاي اجتماعي را بشكل ترانه و نقالي اجراء ميكنند و اين بسيار به Rap  شبيه است. موسيقي Rap از طريق محلات فقير نشين نيويورك كه محل تلاقي توده مهاجر جزاير كارائيب با توده سياه ميباشد، بر موسيقي رگه تاثير نهاده است. اواخر دهه 1960، وقتي كه  آمريكا زير ضربه مبارزات انقلابي در كشورهاي تحت سلطه اش، خصوصاً ويتنام، قرار داشت و انقلاب  چين نيز بر شورشگران و انقلابيون در ايالات متحده تاثير نهاده بود و دريچه اي از آگاهي پرولتري و دورنماي انقلابي را برويشان گشوده بود، در شهرهاي بزرگ آمريكا تضادهاي طبقاتي ميان  سياه با بورژوازي امپرياليستي و پايه هاي اجتماعيش حدت و شدتي فوق العاده يافته بود. بين محلات فقير نشين سياه با ساير نقاط شهر نيويورك، چيزي شبيه به خط مرزي وجود داشت . خط مرزي شاهد درگيري ميان دسته هاي متشكل سفيدهاي نژاد پرست و پليس از يكطرف با گروه هاي بزرگ و متشكل جوانان سياه بود. تشكيل اين گروه ها، پاسخي ضروري به تعرضات و سركوبگريهاي مداوم حكومت عليه ساكنان بيغوله هاي نيويورك بحساب ميآمد. گروه هاي Rap از دل همين تشكلات شورشي سياه شكل گرفت. موسيقي خياباني Rap كه نخست توسط گروههاي كوچك سياه پوست در محدوده محلات اجرا مي شد از سال 1979 پا بعرصه بازار موسيقي گذاشت. افشاگري از Rap هاي ارتجاعي و تجارتي يكي از وظايف خوانندگان مترقي و انقلابي Rap، و در قالب ترانه هاي Rap است. اين كار را Rap خوانهاي انقلابي نظير " دي"  بارها انجام داده اند. مثلا در سال 1979، ترانه اي تجارتي خوانده شد كه در آن از خوش بودن و جشن گرفتن و كاري بدرد بقيه مردم نداشتن، صحبت شده بود؛ " دي" ترانه اي تحت عنوان "چگونه ملت سياه را بپا خيزانيم؟" خواند و در آن، خطاب به سرايندگان آن ترانه تجارتي چنين گفت:

    جشن تو ميتواند بزودي زود خاتمه يابد، وقتي كه آنها، يكروز بعد از ظهر، بقول خودشان "سياه برزنگي ها" را بخط كنند پس در حاليكه تو شب را به صبح ميرساني، اين مملكت بيشتر و بيشتر دست راستي ميشود بنابراين يا از الان خودت را آماده كن يا راه فرار در پيش بگير، چرا كه در دولت پليسي، هيچ جشني در كار نخواهد بود.

    اگر چه طي سالهاي اخير، بسياري از موسيقيدانان ارتجاعي از اين سبك در پاره اي از آثار خود استفاده كرده اند، اما جوهر و روح شورشگر Rap همچنان در وجود گروههاي ياغي ضد سيستم، در محلات فقير نشين و محافل سياسي و غير قانوني امريكا زنده است در اينجا قسمتي از نخستين ترانه Rap اعتراضي كه از معروفيتي بين المللي برخوردار گشته و "پيام" نام دارد را ميخوانيم. اين ترانه از آثار "گرند مستر فلش" و گروه "فوريوس فايو" است. اين ترانه حكايت شرايط نابسامان طبقه هاي فقير نشين جامعه  است.

    دستم را بروي اسلحه ام ميفشارم، چرا كه قصد جانم را كرده اند مرا هل ندهيد، ديگر جان به لبم رسيده ميكوشم به سيم آخر نزنم اينجا درست مثل يك جنگل است و بعضي وقتها تعجب ميكنم كه چگونه ميتوان جان سالم بدر برد.

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/19  |
     

    Haala mikham ye seri ax brataon bezaram ham mohrame be dard mikhore ham baziya khosheshon miyad  dadsh fagaht ye nazar bede hichi nemishe bekhodaaa Ya ali

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/18  |
     

    مرجع : http://www.rap-03.blogfa.com  

    سلام! همونطوری که قول داده بودم با زندگینامه Tupac Amaru Shakur Mekaveli اومدم! اون خیلی رپر بزرگیه و آلبومهای جدیدش همشون باحالن. همونطوری که میدونید مادرش البومهای جدیدشو جمع آوری می کنه و بیرون می ده، ولی به نطر خیلیها هنوز زنده هستش و بر میگرده! بیش از اینمنتظرتون نمی ذارم : او در Brooklyn در New york به دنیا آمدو مادر او با نام Afeni در 16 ژوئن 1971 کسی را به دنیا آورد که سبک رپ را متحول کرد! Tupac Amaru در زبان Inka به معنی مار درخشنده و Shakur در عربی به معنی متشکر از خداوند می باشد. مادرش او را با تئاتر آشنا کرد و توپاک 12 ساله را در یک تئاتر با نام A raising sun شرکت داد. در سپتامبر 1986 او به مدرسه هنر Baltimore رفت و شروع به تحصیل بازیگری کرد. در ژوئن 1988 او و خانواده اش به Marin city در California رفتند. او گفت که ترک مدرسه اش خیلی روی او تاثیر گذاشت. او به این مساله به عنوان ترک بازیگری یاد میکند. او در همان سال با همسایگان خود شروع به فروش مواد مخدر می کند. در آگوست سال 1988 ، Mutulu shakur پدر خوانده او به جرم شرکت داشتن در دزدی از ارتش آمریکا به 60 سال زندان محکوم شد. در سال 1990 او به عضویت Digital Underground در آمد و به عنوان خواننده و رقاص استخدام شد. در همین سال او متوجه شد که مادرش مواد مخدر مصرف می کرده است. در سال 1991 او در آهنگ This is an E.P.Release یک Verse را خواند. همان یک ورس، باعث شد که توجه استودیوی Interscope records به او جلب شود. او در همین سال آلبوم 2pacalypse now را بیرون داد. در 12 نوامبر 1992 او با یک جریمه 10 میلیون دلاری به پلیس Oakland به علت خشونت ودستگیری مواجه می شود. در 22 سپتامبر 1992 رئیس جمهور وقت آمریکا اظهار کرد که آلبوم 2pacalypse now در دل مردم امریکا جا ندارد. (م. زرشک!) در 1 فوریه 1993 آلبوم Strictly 4 my NIGGAZ بیرون داده شد که Platinum شد. در 13 مارس 1993 او با راننده لیموزین خود به مشاجره پرداخت، چون راننده از استعمال مواد مخدر در داخل ماشین ناراحت شده بود. ولی توپاک متهم نشد. در 5 آوریل 1993 او به جرم ضرب و شتم یک خواننده رپ در حین اجرای کنسرت با چوب بیسبال در Lansing در ایالت Michigan دستگیر شد و به 10 روز زندان محکوم شد. در 30 نوامبر 1994 او در لابی استودیوی Times square مورد اصابت 5 گلوله قرار گرفت و جواهرات او به ارزش 40,000 دلار به سرقت رفت. او بهد از 4 ساعت از بیمارستان مرخص شد ولی عامل این درگیری پیدا نشد. در 1 آوریل 1991 آلبوم Me against the world را بیرون داد که شماره یک چارتها شد و با کمک آهنگ Dear mama، 2 بار پلاتینوم شد. در اکتبر 1995 او با استودیوی Death row records قرارداد بستو و ضیط آلبوم All eyez on me را شروع کرد. در 13 فوریه 1996 هم این آلبوم بیرون داده شد. این آلبوم بیش از 9 میلیون کپی فروخت، 5 بار پلاتینوم شد و اولین آلبومی بود که به صورت اوریجینال، 2 Cd داشت. در می 1996 او با کمک Snoop dogg ویدیوی آهنگ 2 of Amerikaz most wanted را ساخت و در این ویدیو، کاریکاتوهای Biggie و Puffy را نشان داد. کسانی که به گفته او در سوء قصد به جانش دست داشتند. او در هنگام ترک مسابقه بین Bruce seldom و Mike tysin در لاس وگاس، هنگامی که در ماشین Suge knight (یکی از رفقای او و شیرکش در Death row records ) نشسته بود، 4 بار مورد اصابت گلوله قرار گرفت. توسط مردی ناشناس در یک کادیلاک سفید رنگ. او بلافاصله به مرکز درمانی دانشگاه برده شد. در یک عمل جراحی، نصف شش او را بیرون آوردند. 6 روز بعد، در جمعه، 13 سپتامبر 1996 در ساعت 4:03 بعد از ظهر در گذشت و بدنش را چند روز بعد به خاک سپردند. او فقط 25 سال داشت. آلبومهای بعدی او، Makaveli ، R U Still Down? (Remember me) ، Greatest hits ، Better dayz ، Untill the end of time ، Ready to die ، Loyal to the game می باشند. روحش شاد...!

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/18  |
     
    گروه Hich Kas

    هیچ کس یکی از اولین رپ کن های ایران است. او 021 را برای معرفی رپ کن های تهرانی در 5 سال پیش درست کرد. او از سه رقم کد تلفن شهر تهران برای اسم آن استفاده کرد و آن را تبدیل به یک سمبل برای شهر تهران در رپ کرد.

    آهنگهای اول هیچ کس به زبان انگلیسی و درباره مشکلات اجتماعی در ایران بود. بعد از آن تصمیم گرفت به زبان فارسی رپ کند زیرا بهتر می توانست احساسات خود را بیان کند، بعد از خواندن چند آهنگ هیچ کس شروع به تجربه کردن سبک های مختلف در رپ کرد. همانطور که می بینید او هم اکنون در هر آهنگ خود یک نوآوری دارد. او از سازهای ایرانی مانند ستار در بیت آهنگ "تیریپ ما" استفاده کرد و همکاری با ریویل برای تلفیق رپ فارسی با رپ غربی. او همچنین درباره موضوعات مختلفی آهنگ خوانده است، از جمله اتحاد در آهنگ "با هم"، خیانت در "پدرخوانده" و همچنین همکاری با خواننده های مختلفی مانند سامان ویلسون از زد بازی.

    هیچ کس همیشه سعی کرده کاری نو برای شنوندگان و طرفداران خود ارائه دهد. در حالی که هیچ وقت پشتوانه مالی نداشته است. به نظر او این بزرگترین مشکل خوانندگان زیرزمینی است، با این حال او هیچ وقت رپ کردن را کنار نگذاشته و همیشه دنبال پیشرفت بوده است.

    هیچ کس هم اکنون بر روی آهنگهای جدید خود کار می کند که برای سال آینده آماده می شوند

     

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/18  |
     
    agha be monasebat  moharam man ye  Noohe ghashange az Abdolreza helali braton mizaram   in ahangiye  ke helali be sabke benyamin Khonde vaghan ghashangeee

    Helali - Armania Dosesh daran

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/18  |
     
    Inam ahangi keh gholesho beheton dade bodam Ishala hal kondi bahash

    Sokr - Taklif Roshan

    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/18  |
     Salam
    salam baaaax khobiddddddd che khabar baba belakahre ma ham das be weblog nevisi shodim Be hame bachehaye keh dar In weblog maro yari khahand kard tashkor pishapish mikonam Makhsosan az bradarane Shayan & Shahin dadash shayad emroz ye ahange shakh az gorohe sokr braton bezaram kheyli ahange bahaliyee hala braton mziaram ta zor ama age nashod az dase man delkhor nashId Byeeee
    |+| نوشته شده توسط Khashi در 84/11/18  |
     
     
    بالا